نسبت آینده‌پژوهی و برنامه‌ریزی راهبردی (بخش اول)

از کارکردهای اصیل آینده‌پژوهی به‌منزله مطالعات پشتیبان در عرصه‌های مدیریتی و سیاست‌گذاری، استفاده از نتایج آن قبل از هرگونه برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری است. بنابراین به طور ساده از مطالعات آینده به‌منزله مقدمه برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری یاد می‌شود. این تلاش‌ها عمدتاً مشتمل بر تحلیل‌ محیط و ذینفعان، مطالعات میدانی و کتابخانه‌ای جهت شناسایی بذرهای تغییرات (عوامل ریز و درشت تغییرآفرین) و همچنین شناسایی پیش‌ران‌های مسئله است.

اگر قبل از برنامه‌ریزی، هدف کاملاً مشخص شده باشد آنگاه خروجی آینده‌پژوهی می تواند به شفافیت اهداف و تفکیک آن به هدف‌های ملموس تر کمک کند. در شرایط متفاوتی که صرفاً مزاحمت مسئله ای، برنامه ریزان و تصمیم گیران را وادار به عملیات برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری برای رفع چالش کرده باشد، آینده‌پژوهی از طریق کمک به شناخت بهتر وضعیت و تبیین متغیرهای (محسوس و نامحسوس) موثر در مساله، به شکل‌گیری اهداف جدید و اولویت دار برای تصمیم گیران منتهی خواهد شد.

بنابراین می‌توان استنباط نمود که خروجی‌ تحلیل‌ها و تفاسیر آینده‌نگاری در طول برنامه‌ریزی و توسعه راهبردهای بنگاهی یا غیربنگاهی، به عنوان ورودی های بسیار مفید استفاده خواهند شد.

در بخش دوم، بیشتر در این مورد بحث خواهیم کرد... مطالب این یادداشت برگرفته از "دستنامه آینده‌نگری در سلامت" تالیف اندیشگاه تدبیر فردا است.

 

احمد برومند - پژوهشگر اندیشگاه تدبیر فردا