یادداشت همکاران

دولت الکترونیک - پرسش هشتم: چگونه از ميزان پيشرفت اطلاع يابيم و آن را اندازه‌گيري کنيم؟ در صورت شکست چگونه از آن باخبر شويم؟

 

 پرسش هشتم: چگونه از ميزان پيشرفت اطلاع يابيم و آن را اندازه‌گيري کنيم؟ در صورت شکست چگونه از آن باخبر شويم؟

 

 

برای آنکه بتوان پیشرفت اهداف دولت الکترونيک را دنبال کرد، بايد استانداردهايي براي اندازه‌گيري عملکرد تعريف نمود. اين استانداردها را مي توان در دو گروه تقسيم نمود:

1- استانداردهاي اندازه‌گیري عملکرد که ميزان سازگاري دولت با روش‌هاي دولت الکترونيک را اندازه‌گيري مي کنند.  

2- استانداردهايي که اثربخشی و سودمندی کاربرد دولت الکترونيک را اندازه‌گيري مي‌کنند.

در هر استاندارد شاخص‌هایی برای سنجش وجود دارند که در شکل‌ها مشاهده می‌شوند.

 

 

 

 

3- ارزیابی از بیرون

به غیر از استانداردهای اندازه‌گیری عملکرد و اثربخشی،  لازم است نتایج و دستاوردها از منظر بیرونی هم ارزیابی شود. برای این منظور محک‌هایی پیشنهاد می‌شوند که جهت ارزيابي واقعي وضعيت فرآيند به کمک مديران و سياست‌گذاران مي‎آيند.  

آباد شهر-داغ پلاسکو تازه است - حل رشنال یا حل حکیمانه؟ ( بخش سوم)

 

  بهمن 97 هجری شمسی در حال برگشت از جلسه‌ای در پژوهشگاه نفت بودم. از قضا آنجا مانوری برای مقابله با زلزله و آتش‌سوزی برقرار بود. تعداد پر شماری ماشین آتش‌نشانی در بلوار منتهی به آن مستقر بودند. اضطراب و ناراحتی شدید راننده متعجبم کرد. از مغازه داران پلاسکو بود. آقای "پ" می گفت آتش از واحد طبقه بالای ما شروع شد. می گفت که بی رحم تر و وحشتناک تر از آتش چیزی وجود ندارد. مشکل مالی نداشت؛ دو مغازه در همین مال(بازار)های جدید که در سالهای اخیر سبز شده اند داشت و اموراتش می گذشت. این رانندگی هم شغلش نبود؛ بعد از حریق یک سالی خانه نشین بود و افسرده، تا به توصیه پزشک مشغول کاری شد تا روحیه اش عوض بشود! به قول خودش هم خوب کارکرده و هم لذت دنیا را برده است. اما وقتی از هم جدا می شدیم گفت دعا کن که حالم خوب شود و دوباره خوشحال بشوم. و من صمیمانه برایش دعا کردم...

 - در دو یادداشت قبل مواجهه رشنال با حادثه و تبعات آن را توصیف و نقد کرده بودم. در نگاه رشنال پلاسکو هنوز زمین گرانقیمتی در یکی از مناطق تجاری پایتخت است و ذی نفعان فراوانی چشم به سهم خود از آن دارند. از مالک قدرتمندش( بنیاد مستضعفان) و مدعی صاحب منصبش(شورای شهر و شهرداری تهران) تا صاحبان سرقفلی ها و کسبه خرد و کلان آن. به همین دلیل پلاسکو و منافع سیاسی، تجاری و اجتماعی آن باید دوباره احیا شود.

- مساله پلاسکو یعنی مسأله همین آقای "پ"، نه مساله ساختمان! مواجهه حکیمانه با آن را به عیار "خوب شدن حال آقای پ" باید سنجید؛ چون حل حکیمانه باید برای پیشرفت آدمها کارسازی کند. قرار است از حوادث و ابتلائات پلی بسازد برای بهتر شدن و نو شدن آدم ها و بقیه مخلوقات خداوند. هرجا شما این تازگی را یافتید یعنی حکمت را هم پیدا کرده اید. قسمتی از حل حکیمانه (و شاید اصلی ترین بخش آن) پاسخ واقع گرایانه و صمیمانه به علت وقوع آن است. در مورد آقای "پ"، اگر افسردگی اش مداوا شود و دوباره زندگی شخصی اش بر مدار صلاح و سلام قرار گیرد، آنگاه می شود حل حکیمانه. اما در مورد سایر ذی نفعان چطور؟ نو شدن و زندگی دوباره ایشان چگونه ممکن خواهد بود؟ آیا بنیاد مستضعفان خواهد توانست دوباره نماد یک نهاد جهادی شود؟ آیا شورای شهر و شهردار خواهند توانست به جای رفتن سراغ شهر بدون شب، از تک تک فرصتها برای تحول نگرشی و جهان بینی شهر و مردمانش سود بجویند؟ ایا بالاخره خواهند توانست نگرش زمین خوارانه از شهر را به آرمانشهری بر پایه تعالی خصلت های نیک انسان تبدیل کنند؟ آیا بالاخره مالکان و کسبه و صاحب زمین و سایر ذی نفعان ریز و درشت یکبار خواهند توانست برادرانه و با گذشت و ایثار به راه حلی جان افزا و حیات بخش برسند؟

 مخلص کلام:

  •  حل حکیمانه تازه است و نو. اگر از میانه آتش پلاسکو و سالهای بعد آن یک پلاسکو تازه، شهر تازه و آدم های تازه بیرون نیاید یعنی حل شما حکیمانه نبوده است. این تازگی حاصل نو شدن در نگرش ها و به تبع آن افرینش ارزش های نو است.
  •  حل حکیمانه آینده نگر است و تصویرساز. تصویر مشترک از آینده آرمانی باعث خواهد شد که گذشت زمان راه حل حکیمانه را کهنه نکند. برخلاف حل رشنال که بازتولیدی محافظه کارانه از سعی و خطاهای گذشته خودش است.
  •  حل حکیمانه انسانی است. البته انسان واقعی و نه انسان مدرن! مثلاً مهمترین مشخصه انسان واقعی این است که بعد از مرگ فیزیکی اش تداوم حیات دارد! قرار است با راه حل حکیمانه آدم ها نو بشوند و آدم ها با آینده خود روبرو شوند. وقتی که اینگونه شد دیگر ارزش زمین و منفعت مالی می شود مساله درجه دوم. حتی دربرابر عاقبت بخیر شدن آدم ها، مساله جان آدمی هم از اهمیت می افتد. آن وقت است که ایثار جان آتش نشان شهید معنا دار می شود.

        مساله پلاسکو مساله فرزند یازده ساله من است که دوسال قبل اصرار داشت اورا سر حادثه ببرم و نبردم! او می خواست بداند این همه هیجان برای چیست؟ و الان او 11 ساله است و می خواهم اینبار اورا بر سر خرابه های پلاسکو ببرم و بگویم باباجان انگشتت را در خاک سرد شهر فرو ببر و از خدا بخواه که بر خرابه های آن غول آهنی زندگی دوباره برای ساکنان قدیم و جدیدش و برای همه مردمان شهر متولد شود. از خدا بخواه که قلب های ما دگرگون شود و احوال ما نو! و رفیق مغازه دارم را حیات دوباره عطا شود!
    یا مقلب القلوب و الابصار یا محول الحول و الاحوال....
    آخر اسفند 97

مازیار عطاری-اندیشگاه تدبیر و توسعه شهری

دولت الکترونیک - پرسش هفتم: چگونه می‌توان بر مقاومت‌ها از درون دولت غلبه کرد؟

 

 

پرسش هفتم: چگونه مي‌توان بر مقاومت‌ها از درون دولت غلبه کرد؟

 

1- درک مشکل:


بعضي از دلايل مقاومت کارمندان در مقابل تغييرات:

  • ترس از اينکه تکنولوژي روش آنها را منسوخ کند و کارشان را از دست بدهند.
  • ترس از اينکه قدرت و موقعيتشان را در نظام فعلي از دست بدهند.
  • عدم آشنايي با تکنولوژي و ترس از اينکه آنها نتوانند از تکنولوژي به درستي استفاده کنند و در مقابل ديگران نادان به نظر آيند. بعضي از اين پديده با عنوان «شوک تکنولوژيک» ياد مي‌کنند.

 

 

  • اعتقاد به اينکه با پذيرش تکنولوژي جديد، به تخصص آنها افزوده نخواهد شد و با رد آن نيز چيزي از دست نخواهند داد و تنها کار آنها زياد خواهد شد. مثلا مجبور خواهند شد که به نامه‌هاي الکترونيک پاسخ دهند.
  • نگراني از اينکه روش‌هاي جديد و اتوماتيک، فرصت‌هاي کمتري براي کسب درآمدهاي غير رسمي و يا دريافت رشوه باقي گذارد.

 

2- روش‌هاي غلبه بر مقاومت:

 

  • جذب و درگير کردن کارمندان
  • توضيح برنامه‌ها برای کارمندان
  • آموزش
    بعضي دولت‌ها دريافتند که با آموزش مسوولان قسمت‌ها، آنها نسبت به سيستم‌هاي جديد پذيرش ايجاد خواهند کرد و سپس آن را در طول نظام اداري گسترش خواهند داد. اگر قرار است که کارمندان رده پايين سر کار باقي بمانند، آنها بايد آموزش‌هاي کافي در مورد آشنايي با سيستم‌هاي جديد دريافت کنند.
  • ارزشيابی
  • اجبار برای تطبيق با تکنولوژي‌های جديد
    ايجاد اين تصور که تغييرات حتمي و ناگزير است مي‌تواند بسيار موثر باشد، البته در صورتي که اراده سياسي کافي وجود داشته باشد.
  • درخواست کردن نظرات کارمندان
  • پاداش
  • تحسين و تجليل کردن
    در يکي از کشورهاي خاورميانه شرکت‌هايي را استخدام کردند تا به طور جداگانه پيشرفت برنامه دولت الکترونيک را در بخش‌هاي مختلف دولت ارزش‌گذاري کنند. هنگامي که بخش‌هاي دولت متوجه شدند که درحال ارزشيابي هستند،رقابت شديدي بين آنها براي رسيدن به بهترين جايگاه آغاز شد.

 

 

 

 

 

دولت الکترونیک - پرسش ششم: چگونه بايد فرآيند دولت الکترونيک را طراحي و مديريت کنيم؟

 

پرسش ششم:  چگونه بايد فرآيند دولت الکترونيک را طراحي و مديريت کنيم؟

 

 

 

 

 

 

بايد قبل از شروع فرآيند دولت الکترونيک، مکانيزم‌هاي مديريتي را هم در سطح ملي/ استاني و هم در سطح اجرايي برقرار ساخت.

 

 

 

1- ايجاد گروه‎هاي کاري برای دولت الکترونيک در درون دولت.

  • گروه‌هاي کاري بايد بودجه، منابع انساني و حمايت‌هاي اجرايي لازم را براي انجام وظايف هر سازمان فراهم نمايند و فعاليت آنها را مديريت کنند.
  • بايد به گروه‎های کاری اختيارات لازم داده شود. بخصوص در مورد برنامه‎های بين سازمانی.

 

 2- آماده‌سازی برنامه کاری با جزئيات

        دورنما و تعيين اولويت‎ها کافي نيستند.يک طرح کار همراه با جزئيات به هدايت سازمان‎ها و کارمنداني که نسبت به اجراي برنامه دولت الکترونيک مسوولند، کمک شاياني خواهد کرد.

  

 

3- طراحی مکانيزم‎هايي براي تداوم مشارکت گروه‌هاي ذينفع. 

4- برنامه‌ريزي براي ظرفيت‌سازي.
  

 آموزش کارمندان در همه سطوح نظام اداري بايد يک بخش کامل از طرح کار باشد. اغلب مخاطبان هدف نيز به آموزش‌هاي محدودي نياز دارند تا بتوانند از سيستم‌هاي جديد دولت الکترونيک استفاده نمايند.