یادداشت همکاران

خانواده و خشونت؛ سهم ما کجاست؟

 

  

خشونت فجیعی که هفته گذشته روی جامعه ما اثر گذاشت، متأسفانه بازتاب واقعیتی است که به شکل‌های گونا‌گون به‌ویژه در روستاها و شهرهای کوچک کشورمان مشاهده می‌شود: خشونت در خانواده. چه می‌شود که خانواده که بایستی محلی امن برای تربیت و انتقال ارزش‌ها باشد، به جولانگاه خشم و خشونت و سرانجام قتلی چنین فجیع تبدیل می‌شود؟

 

 

 

بیش از آن‌که ریشه‌های این قتل را در مسائل شخصی و خاص این خانواده ببینیم لازم است جنبه‌های مختلف آن را در نقص در آموزش، ارزش‌های فرهنگی، بهره‌مندی از خدمات بهداشت روان و حمایت قضایی و قانونی ببینیم.همان نگاهی که این روزها از سوی متخصصان مختلف تلاش داشته تا تصویری از این موقعیت دردناک ترسیم کند و راه‌حل‌هایی برای آن ارائه کند.


اما در این مقطع آن گروهی که کمتر از آن‌ها فعالیت مؤثر و غیرانفعالی می‌بینیم، متولیان دینی و مذهبی هستند.

این در حالی است که جامعه متأثر از التهاب این قتل فجیع، نیاز دارد که حمایت قرص و محکم متولیان دینی را از محیط امن خانواده عمیقاً احساس کند. اگر برخی ارزش‌های غالب در برخی مناطق کشورمان با حساسیت بیش‌ازحد روی دختران باعث اعمال تبعیض و خشونت بر آن‌ها می‌شود، تنها راه اصلاح آن ورود منظومه ارزشی دیگر، یعنی ارزش‌های دینی است که با تأکید بر کرامت و ارزش والای دختران از سلامت جسم و روان آن‌ها حمایت کندشکی نیست که اصلاح قانون، تقویت مراکز مشاوره نیروی انتظامی، وزارت بهداشت و اورژانس اجتماعی نقش بسیار مهمی در کاهش آسیب‌ها و ایجاد بازدارندگی دارد، اما عامل مهم در پیش‌گیری اساسی از این فجایع و فجایع مرتبط مانند خودکشی و خودسوزی دختران و زنان، خشونت‌های جنسی و جسمی و غیره، اصلاح و ارتقای فرهنگی است. اتفاقی که نه با تخریب و تضعیف فرهنگ خودی که با تأکید و ترویج ارزش‌های سالم‌تر متعلق به جزء دیگری از همین فرهنگ یعنی جهان‌بینی و ارزش‌های اسلامی قابل وقوع است.

با دست‌خالی و بدون پشتوانه قوی از ارزش‌های جایگزین نمی‌توان دست به اصلاح و نوسازی هیچ نظام ارزشی ریشه‌داری پرداخت.

در این میان از متولیان و دغدغه‌مندان ارزش‌های دینی انتظار می‌رود به‌جای برخوردهای منفعلانه و سلبی و صرفاً ابراز نگرانی از سوءاستفاده غرب‌گرایان و لیبرال‌ها از این ماجرای دردناک، فعالانه به طرح و حل مسئله بپردازند و در این فرآیند پالایش فرهنگی که به سلامت فرد و جامعه منجر می‌شود، به متخصصان رشته‌های دیگر بپیوندند.از همه دین‌مداران و دین‌شناسان انتظار می‌رود تلاش کنند تا ارزش‌های پیامبرگونه در نگاه به دختران و زنان را، با داده‌های مربوط به قوم‌شناسی و مردم‌شناسی و سلامت روان بیامیزند و به مرحله آموزش رسمی و غیررسمی و به مرحله قانون برسانند. آموزش و قانونی عادلانه و بازدارنده که ریشه در ارزش‌های اسلامی دارد و در هوای این عصر و این جامعه تنفس کرده است.


امیدواریم که در مسیر سوگواری بر این فرزند ازدست‌رفته‌مان به چنین دستاوردهایی برسیم تا از وقوع فجایع این‌چنینی پیشگیری کنیم.

 

 

اندیشگاه سرو - فرنوش صفوی‌فر

 

 

مواجهه مدیریت شهری با کرونا - بخش دوم

 

 

 

   به منظور مواجهه بلندمدت با چالش‌های حکمرانی شهری متأثر از بیماری کرونا، تبیین صورت‌مسئله‌های دارای اولویت در حوزه حکمرانی شهری لازم است انجام گیرد. به همین منظور پرسش‌هایی طرح شده است که می‌تواند توسط جامعه اندیشگاهی کشور موردبررسی قرار گرفته و برای آن‌ها پاسخ مقتضی ارائه گردد. بخش اول این پرسش‌ها در قسمت اول این یادداشت ارائه شد.

 

  • باید دقت کرد که چه کارکردهایی از مدیریت شهری در این ایام دچار اختلال شده‌اند و راه‌حل رفع آن‌ها، با تأکید بر کاهش فعالیت‌های نیروی انسانی و یافتن و طراحی راه‌های جایگزین چه می‌تواند باشد؟ اساساً چه دسته از فعالیت‌های شهرداری امکان جایگزین شدن با فعالیت‌های غیر انسان‌محور دارند؟


  • یکی از مواردی که باید در این‌گونه موضوعات موردتوجه قرار گیرد وجوه امنیتی موضوع است. این بحران‌ها قطعاً تبعاتی برای امنیت ملی دارند. ترس عمومی و نارضایتی گسترده بالقوه موجد ناامنی ملی با عوارض مشخص سیاسی است. بروز موضوعات قومیتی و تعصبات منطقه‌ای در ضعف و یا فقدان نظام مقتدر و قابل‌اعتماد تصمیم‌گیری حکومتی از دیگر عوارض قابل پیش‌بینی است. حکمرانی محلی، اعم از مدیریت شهری یا دیگر ارکان حاکمیتی، به‌خصوص در شهرهای کوچک که جوامع محلی قوی و پیوسته‌ای دارند، امکان کاهش تعارضات و بهبود جنبه‌های امنیتی موضوع را فراهم می‌کند. وقت آن است که حکمرانی محلی به انحاء گوناگون تقویت شده و در راستای تقویت تصمیمات کوتاه‌مدت و بلندمدت حاکمیت در قبال اپیدمی کرونا استفاده شود.


  • نکتهٔ مهم، توجه به تکرارپذیر بودن این پدیده است. متأسفانه با ازهم‌گسستگی اکوسیستم جهانی و آشوبی که در اکوسیستم کرهٔ زمین به وجود آمده است و همچنین تغییرات اقلیمی جهانی که پیشران و تشدیدکنندهٔ بسیاری از پدیده‌هاست ما پس‌ازاین باید برای مقابله کروناهای متعدد و رنگارنگ آماده باشیم؛ یعنی همهٔ دولت‌ها و ملت‌ها باید آماده باشند. از ماه‌ها پیش بهداشت جهانی بروز یک بیماری اپیدمی جهانی را پیش‌بینی کرده بود و بروز این بیماری ازاین‌جهت برای سیاستگزاران سلامت جهانی غافلگیرانه نبود. پس باید برای شیوع بیماری‌های ناشناخته و با قابلیت همه‌گیری و متأسفانه خطرناک برای اگر نه هر زمستان ولی هر دو تا سه زمستان یک‌بار آماده باشیم. این بلایی است که با تخریب طبیعت و محیط‌زیست بر سر خود آورده‌ایم و شاید موجبی باشد برای اصلاح رابطهٔ بشر با مادر طبیعت. پس لازم است توجه شود که این نوع بررسی‌ها یک‌بارمصرف نیست و اصولاً باید حکمرانی‌ها خود را برای زیست در این شرایط کاملاً متفاوت و بالقوه هراس‌انگیز آماده کنند.

  • با توجه به تکرارپذیر بودن این حوادث به نظر می‌رسد می‌شود استانداردهایی برای ارائه خدمات در شرایط شیوع بیماری‌های واگیردار با تأیید مراجع ملی و جهانی بهداشت تعریف و تصویب کرد. به نظر می‌رسد حداقل کسب‌وکارهای بزرگ خصوصی مانند آژانس‌های مسافرتی و هتل‌های بزرگ و... توان و همچنین انگیزه لازم برای رعایت این استانداردها را در شرایط بحرانی داشته باشند. این باعث می‌شود که تمام کسب‌وکارها در سطح ملی و همچنین در سطح جهانی در موقع بروز بحران‌های این‌چنینی دچار رکود نشوند و یا حداقل با ضرر و زیان کمتری بتوانند ادامه فعالیت دهند.


  • یکی از معضلات اساسی کنترل کرونا، حاشیه‌نشین‌های شهرها هستند. افراد کم درامد، با تراکم جمعیتی بالا در فضای محدود، فاقد دسترسی به امکانات اولیه بدون پشتیبانی‌های اولیه خدماتی و درمانی همچون بیمه، البته بعضاً کم‌توجه به توصیه‌های بهداشتی و حاکمیتی، مستعد ابتلای بالا و در پس آن، تأثیر در شیوع بیماری هستند. در شهرهایی همچون مشهد که جمعیت اسکان غیررسمی تا یک‌سوم جمعیت مشهد می‌رسد، این خطر شدیدتر هم می‌شود. کودکان کار و جوامعی همچون دروازه غار و هرندی و امثال آن نیز در این دایره جای می‌گیرند. نحوه مواجهه صحیح با این قشر کمتر دیده شده چیست؟

  

  

اندیشگاه مهاد 

 

 

تامین مالی پلاس _ قسمت دوم

 

 

 

 

  در قسمت اول گفته شد به طور کلی دو روش تأمین مالی وجود دارد :

   الف. تأمین مالی مبتنی بر بدهی

   ب. تأمین مالی مبتنی بر سهامداری

 

البته می‌توان با ترکیب روش‌های تأمین مالی به تلفیق مناسبی از روش‌های فوق دست یافت که هزینه‌های شرکت را کاهش دهد.  در ادامه به مسیرهای اصلی تأمین مالی می‌پردازیم.

 

مسیرهای اصلی تأمین مالی

بارها در اخبار می‌شنویم مسئولان دولتی یا مدیران پروژه‌های دولت، از طرح‌هایی سخن می‌گویند که به علت مشکل در تأمین سرمایه متوقف شده‌اند یا پیشرفت آنها کُند شده است. نه تنها مدیران دولتی، بلکه مدیران بخش خصوصی هم می‌گویند پول نیست. این در حالی است که نقدینگی موجود در کشور ما نزدیک به 2.200 تریلیون تومان است. آیا این نقدینگی کاملاً مشغول و در حال استفاده است که گفته می‌شود به کمبود پول برخورد کرده‌ایم؟ آیا بودجه مورد نیاز پروژه‌ها و طرح‌های عمرانی کشور از این مبلغ بیشتر است؟ چقدر از نقدینگی موجود کشور در خدمت انجام پروژه‌های آبادانی و خدمات رسانی قرار دارد؟ ظاهراً مکانیزم‌ها، ساختارها و نهادهای جذب سرمایه –مانند بورس، بانک و صندوق‌های حمایت و ...- در کشور وجود دارند، اما گویا هنوز کسی برای تأمین منابع مالی به این منبع بزرگ توجه نشان نداده است. متاسفانه امروزه بسیاری از افراد و حتی متخصصان، علت عدم انجام یک پروژه را کمبود پول می‌دانند. تصور آنها این است که باید پول از بیرون وارد شود.

 

تأمین منابع مالی به روش‌های گوناگونی قابل انجام است. در این نوشته سه مسیر اصلی برای تأمین مالی معرفی می‌کنیم که همه روش‌های تأمین مالی به یکی از این سه دسته تعلق دارند و یا تلفیقی از دو دسته هستند.

 

  • مسیر اول: تأمین مالی دولتی

یک مسیر برای فراهم کردن منابع مالی یک پروژه این است که دولت پول لازم را در اختیار بگذارد. در کشور ما که به اقتصاد دولتی عادت کرده، این مسیر مرسوم‌ترین راه تأمین مالی پروژه‌های ملّی بوده است. بودجه دولت به دو بخش بودجه جاری و عمرانی تقسیم می‌شود که دولت بودجه عمرانی را برای اجرای طرح‌های عمرانی مصرف می‌کند و بودجه جاری را صرف امور روزمره می‌کند؛ مثل پرداخت حقوق کارکنان و نگهداری از اماکن و اموال و تجهیزات دولتی. به عبارت دیگر بودجه جاری صرف خود دولت می‌شود. یکی از مشکلات همیشگی دولتها این بوده که هزینه‌های جاری را کاهش بدهند تا بتوانند بودجه عمرانی بیشتری در اختیار داشته باشند. یک مشکل دیگر این است که اگر درآمدهای مورد انتظار دولت تحقق پیدا نکند، اگر شرایط طبق پیش بینی دولت پیش نرود، بودجه عمرانی دولت تأمین نمی‌شود و اجرای طرح‌های عمرانی با توقف مواجه خواهد شد. بارها در اخبار و رسانه‌ها شنیده‌ایم که مسئولان دولتی در اجرای طرح‌های مورد نظرشان با کمبود بودجه مواجه شده‌اند. (مثلاْ یک طرح ملّی -مانند پزشک خانواده- به علت فراهم نبودن اعتبارات لازم متوقف شده است.) یک راه برای جبران محدودیتهای منابع بودجه‌‌ای، تأمین مالی از طریق جذب سرمایه خارجی است که سقف آن در بودجه‌های سالیانه تعیین می‌شود. یعنی مجلس با تصویب لایحه بودجه به دولت اجازه می‌دهد در سقف معینی از خارج کشور سرمایه جذب کند. البته جذب سرمایه خارجی هم دشواری‌ها و پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد. اگر سرمایه خارجی به صورت وام جذب شود، کشور را بدهکار می‌کند و اگر به صورت جلب مشارکت باشد، خارجی‌ها را شریک می‌کند و باید مراقب بود که جذب سرمایه خارجی به نفع کشور باشد. به هر حال چه با سرمایه داخلی و چه با سرمایه خارجی، تأمین مالی از مسیر دولتی، مسئولیت بازپرداخت تعهدات را بر عهده دولت می‌گذارد.

 

  • مسیر دوم: تأمین مالی شرکتی

مسیر دوم برای تأمین مالی این است که تعهدات مالی یک پروژه را یک شرکت یا بنگاه اقتصادی بر عهده بگیرد. در این حالت، یک شرکت با توجه به منابعی که در اختیار دارد روی اجرای یک طرح سرمایه گذاری می‌کند. طبیعی است که شرکت یا بنگاه اقتصادی می‌خواهد از اجرای طرح منافعی کسب کند و بابت سرمایه گذاری سود ببرد. شرکتها (در مقایسه با دولتها) تمرکز بیشتری روی پروژه‌ها دارند و سعی می‌کنند قبل از این که اجرای پروژه‌ای را بپذیرند، سود و منافع و خطرات آن را به خوبی محاسبه کنند تا اطمینان داشته باشند سرمایه شرکت حفظ خواهد شد. بر خلاف تصمیم گیری در دولتها که فرآیند پیچیده‌تری دارد، شرکتها در تصمیم گیری چالاک‌تر از دولتها هستند. امکانات دولت بسیار بیشتر از شرکتهاست. شرکتها ابزارهای حاکمیتی دولت را ندارند. شرایط و محیط بیرونی تحت کنترل شرکتها نیست و ممکن است با تغییرات محیطی بیرونی، اجرای یک پروژه برای یک شرکت زیانبار شود. شرکتها نگران خطرات اجرای پروژه هستند و برای همین ممکن است حاضر به سرمایه گذاری روی برخی پروژه‌ها نباشند. نکته دیگر اینکه شرکتها هم گرفتار مشکل تأمین مالی هستند؛ مدیران شرکتها هم می‌گویند با محدودیت سرمایه رو به رو هستند. آنها برای ارتقاء فناوری و بقیه کارها با مشکل تأمین منابع مالی مواجهند. مخصوصاً هرچه یک طرح بزرگتر و نیازمند سرمایه بزرگتری باشد، تعداد شرکتهایی که قادر به تأمین منابع مالی آن باشند کمتر خواهد بود. اجرای پروژه چه توسط بخش دولتی و چه توسط بخش خصوصی، با مشکلی به نام تأمین مالی مواجه خواهد بود.

 

  • مسیرسوم: تأمین مالی پروژه‌ای

حالا بیایید به این فکر کنیم که اگر مردم بدانند سود و منفعت اجرای یک پروژه واقعاً بیشتر از هزینه اجرای آن باشد، آیا باز هم جذب سرمایه برای آن پروژه دشوار است؟ فردی را در نظر بگیرید که می‌خواهد در یک طرح سرمایه گذاری کند. اگر او پس از بررسی بفهمد که اجرای آن پروژه سودآور خواهد بود، آیا در سرمایه گذاری تردید می‌کند؟ اگر سرمایه گذاران درباره یک پروژه به این نتیجه رسیده باشند که اجرای آن سودآور است، چرا باید نگران فراهم کردن پول برای آن بود؟ وقتی مردم بدانند پروژه‌ای سودآور است به سرمایه گذاری روی آن علاقه نشان می‌دهند. چنین پروژه‌ای خودش سرمایه گذار را جذب خواهد کرد؛ چرا که همه علاقمند به طرحی هستند که سودآور باشد. اجرای هر طرح و پروژه‌ای امکان پذیر می‌شود؛ به شرطی که پروژه را طوری طراحی کنیم که به اصطلاح "اقتصادی" باشد. یعنی برای همه مسائل و مشکلاتی که مانع از سودآوری پروژه خواهند شد فکری کرده باشیم تا سود حاصل از اجرای پروژه از هزینه‌ اجرای آن بیشتر باشد. برای چنین پروژه‌ای نه محدودیتی در تأمین سرمایه وجود دارد و نه مشکلی در پیدا کردن مجری پروژه؛ بلکه اوضاع برعکس می‌شود: این سرمایه گذاران و پیمانکاران هستند که به سراغ پروژه می‌آیند تا با سرمایه گذاری و اجرای آن سود کنند! مسیر سوم تأمین مالی -که آن را تأمین مالی پروژه‌ای می‌نامیم- یعنی تأمین سرمایه مورد نیاز پروژه از طریق خود پروژه. تأمین مالی پروژه‌ای هزینه‌ها را نه بر عهده دولت می‌گذارد و نه بر دوش یک شرکت خصوصی، بلکه تأمین هزینه‌های پروژه را به خود پروژه می‌سپارد! به بیان خیلی ساده تأمین مالی پروژه‌ای می‌گوید اگر طرح‌ها را طوری طراحی کنیم که اقتصادی باشند؛ طرح پروژه برای سرمایه گذاران جذاب خواهد شد و آنها با اطمینان از سودآوری پروژه، به مشارکت در پروژه علاقه نشان خواهند داد. به این ترتیب سرمایه لازم برای اجرای پروژه از خود پروژه فراهم خواهد شد. یک مثال از تأمین مالی پروژه‌ای: فرض کنید یک آزادراه ساخته شود که عوارضی عبور خودروها به مدت ده سال به سرمایه گذاران واگذار شود؛ هم‌چنین امتیازاتی دیگر مثل تابلوهای تبلیغاتی در آزادراه نیز به سرمایه گذاران واگذار شود. در این صورت سرمایه گذاران با محاسبه هزینه اجرا و درآمد حاصل از اجرای طرح، به سرمایه گذاری روی آن علاقه نشان می‌دهند. هزینه ساخت آزادراه را دولت پرداخت نمی‌کند، حتی شرکتهای سرمایه گذار هم هزینه را نمی‌پردازند؛ بلکه با پرداخت عوارضی در واقع هزینه ساخت بزرگراه را همان کسانی می‌پردازند که از آن استفاده می‌کنند: یعنی رانندگان خودرو! به این ترتیب این شیوه از تأمین مالی به برقراری عدالت هم کمک می‌کند؛ چراکه هزینه‌های عرضه هر خدمتی را تنها مصرف‌کنندگان آن پرداخت می‌کنند.

 

تأمین مالی پروژه‌ای مشکلات و محدودیت‌های تأمین مالی دولتی و شرکتی را ندارد؛ به شرطی که پروژه از نظر اقتصادی جذاب باشد؛ با منطق تأمین مالی پروژه‌ای، اجرای هیچ طرحی مشکل تأمین سرمایه نخواهد داشت، به شرطی که طرح آن "اقتصادی" باشد.

 

  


 

منبع:

 

1- کتاب تأمین مالی پروژه‌ای، فرهاد حاجی گل و همکاران  

 

  

گروه رستا - فرهاد حاجی گل

 

 

مواجهه مدیریت شهری با کرونا- بخش اول

 

 

 

   شهرها مهم‌ترین برساخته‌های بشری هستند که به‌شدت از همه‌گیری‌هایی مانند بیماری کرونا متأثر می‌شوند. از به چالش کشیده شدن مفهوم شهر و رابطه آن با محیط‌زیست تا مسئله مدیریت پکپارچه شهری و درنهایت پروتکل‌های عملیاتی شهری برای اقدام هماهنگ در بحران‌ها وجوه مختلف مسئله هستند. برای مواجهه بلندمدت با چنین چالشی که عرصه‌های زیادی را تحت‌الشعاع قرار داده، تبیین دقیق صورت‌مسئله‌های اولویت‌داری که با آن‌ها روبرو هستیم می‌تواند راهگشا باشد. این مسئله‌ها لازم است در اختیار جامعه اندیشگاهی و نخبگانی کشور قرار گیرد تا بتوان پاسخ همه جانبه‌ای برای آن‌ها استخراج نمود.

این مسئله در سه سطح نگاه ارزشی و فرهنگی، قانون‌گذاری و نظام تدبیر و اقدامات اجرایی می‌تواند مورد مداقه قرار گیرد و سپس ذیل آن سطوح انبوهی از پرسش‌های مرتبط را می‌توان طرح کرد که به شماری از آن‌ها اشاره می‌شود.

 

سطح اول، نگاه ارزشی و فرهنگی

دستگاه فکری حاکم/ گفتمان اثرگذار در تصمیم‌گیری مدیران/ مدیریت شهری، کدام است؟ از بین نظام‌های موجود که داعیه حل مسئله و تنظیم روابط چهارگانه انسان (با خودش/ طبیعت/ سایر آدم‌ها و خداوند) را دارند، کدام‌یک مبنای تصمیم‌گیری است؟ آیا آرمان‌شهرهای مدرن می‌توانند از پس چالش‌هایی مانند همه‌گیری گسترده کرونا برآیند؟ آرمان‌شهرهای مبتنی بر باور دینی چطور؟

 

 

سطح دوم، قانون‌گذاری (نظام تدبیر)

حکمرانی محلی و نظام‌های مدیریت شهری آیا توان پاسخگویی مؤثر به این بحران را دارند؟ در شرایطی که بحران‌ها نیازمند اقدامات عاجل، ضربتی، غیردموکراتیک هستند، نقش جامعه محلی در کاهش صدمات و عوارض بحران‌ها چیست؟

 

 

سطح سوم، اقدامات اجرایی

نقش مدیریت شهری در غیاب مدیریت یکپارچه شهری و تمرکز شدید تصمیم‌گیری‌ها در دولت، در چالش کرونا چیست؟ سازمان مدیریت بحران به‌عنوان یکی از ارکان مداخله مستقیم در این بیماری، چگونه می‌تواند نقش منفعل و واکنشی خود را به نقشی فعال و برنامه‌ریز و مبتنی بر نگاه به آینده تغییر دهد؟ دیگر ارکان مدیریت شهری چه می‌توانند بکنند؟

 

 

نمونه‌هایی از انبوه پرسش‌های مرتبط

  • طراحی شهری و ساخت شهری شهرهای ما در آزمون اپیدمی کرونا چه نمره‌ای می‌گیرند؟ در منطقه 22 شهرداری تهران، درحالی‌که مشاور اغلب کاربری را مختلط (ترکیب فضای سبز، مسکونی و خدماتی) دیده است، به هنگام اجرا تمامی پهنه در اختیار فضای مسکونی قرار گرفته و درحالی‌که در طرح فرادست 150 هزار نفر جمعیت دیده شده، در واقعیت حدود 400 هزار نفر تعهد مسکونی ایجاد شده است. این موضوع علاوه بر این‌که تراکم بیش‌ازحد در منطقه ایجاد می‌کند که خود معضلی است در چنین بحرانی، با نبود امکانات و خدمات موردنیاز، جمعیت را ناچار به سفرهای درون‌شهری زیادی می‌کند که معضل دیگری در این بحران محسوب می‌شود. نمونه‌های دیگر طراحی شهری که شهر را دچار معضل کرده و یا خواهند کرد چیست‌اند و برای آن‌ها چه باید کرد؟ و نمونه‌های موفق طراحی و برنامه‌ریزی شهری در این ایام چه بوده‌اند؟
  • یکی از کارکردها و معانی شهرنشینی، تعاملات و ارتباطات گسترده و خرید خدمات و محصولات، در مقابل سبک زندگی خود بسنده است که در آن عمده محصولات موردنیاز یک خانوار همچون مواد غذایی در درون خانواده تولید می‌شود. در شرایط حاضر که تعامل و نیاز به دریافت خدمات و محصولات، خود تهدیدی برای زیست انسان‌ها محسوب می‌شود، تعریف شهر چه تغییری می‌کند؟ آیا نیازمند بازتعریف کارکردهای شهر هستیم؟ سامانه‌های حمل‌ونقل، ارتباطات، خدمات، زیرساخت‌های دورکاری، فروش محصولات و کالاها و نظام توزیع، مشاغل درهم‌تنیده و به‌هم‌پیوسته، دچار چه بازتعریف و تغییراتی می‌شوند؟

  • زمانی که تصمیم بر کاهش فعالیت‌های اجتماعی گرفته می‌شود با چه ملاک‌ها و اولویت‌هایی این امر صورت می‌پذیرد؟ به‌صورت حدودی گفته می‌شود یک‌سوم از مشاغل بر سر کار حاضر باشند، اما رویه و چارچوبی برای تعیین تعداد و نوع مشاغل و ارتباطاتی که باید حاضر باشند وجود ندارد. اگر اپیدمی زمان طولانی ادامه یابد در آن صورت این ملاک‌ها چه تغییری می‌کنند و چه مشاغل و ارتباطاتی باید باقی‌مانده یا حذف شوند؟

 

 

  

اندیشگاه مهاد