چرا در برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای به رویکردهای آینده‌پژوهانه نیاز داریم؟ ‏آینده‌ای که خواهد بود یا آینده‌ای که می‌تواند باشد؟ (بخش دوم)

 

در قسمت نخست اشاره کردیم به دلیل فضای متلاطم، پرتغییر و دارای عدم قطعیت محیط، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی شهر و منطقه، رویکردهای مبتنی بر آینده‌پژوهی ضروری است. پررنگ بودن نقش سیاست در برنامه‌ریزی و تبدیل شدن برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای به برنامه‌هایی با افق انتخاباتی، و نیز رویکرد پیشبینی محوری که در آن با مفروض گرفتن ادامه یافتن روندهای موجود، برنامه‌ریزی و سیاستگذاری انجام می‌شود دو کاستی مورد اشاره در بخش نخست یادداشت بود.

 

 

 

 

 

در بخش دوم به دو ویژگی دیگر غالب در سیاستگذاری و برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای اشاره می‌شود. نخست آن که تمرکز همزمان بر فضا و زمان که دو بعد ضروری توصیف جهان هستند، امری دشوار محسوب می‌شود. در طول سالیان متمادی برنامه‌ریزان شهری و منطقه‌ای بر شکل‌دهی فیزیکی شهرها و مناطق شهری و فراهم کردن ملزومات آن تمرکز داشته‌اند. تکنیک‌های این حوزه نیز عموما مبتنی بر همین رویکرد توسعه یافته‌اند. توجه به زمان، تنها در شناسایی عوامل و روندهای موثر بر مساله، آن هم مبتنی بر پیش‌بینی صورت می‌گیرد که در محیط دارای عدم قطعیت پیرامونی پیش از این عدم کفایت خود را نمایان کرده است. ضمن آن رویکردهای رایج توانایی لازم برای مواجهه با تغییر پارادایم‌ها را ندارند. علاوه بر این، علیرغم توجه به رویکردهای پایین به بالا و مشارکتی در نظریات متاخر برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای، ساز و کار عملیاتی به منظور پیاده‌سازی این رویکرد، خارج از ساختارهای رسمی کمرنگ است. بدون ایجاد اجماع میان ذی‌نفعان سطوح و بخش‌های مختلف و جلب تعهد آنان، تحقق‌پذیری برنامه‌ها با چالش جدی مواجه خواهد بود. در نهایت این که تعداد زیادی از برنامه‌ها، فاقد "بینش در مورد آینده هستند، و این موضوع، موجب فقدان چشم‌اندازی می‌شود که حال را به آینده رهنمون سازد. در فقدان هرگونه چشم انداز، برنامه‌ریزی‌ها به شدت کوتاه مدت شده، مسیر حرکت مشخص نمی‌شود، تعارض ذی‌نفعان تشدید شده و جهت‌گیری سیاست‌ها و برنامه‌ها توسط قدرت و نه نیاز واقعی جامعه تعیین می شود. آینده‌پژوهی رویکردی که توان تصمیم‌گیری و برنامه ریزی در شرایط مواجه با عدم قطعیت‌ها و تغییر پاردایم را امکان‎پذیر می کند؛ امکان انجام برنامه‎ریزی برای بازه‎های بیش از چند دهه را به نظام سیاستگذاری و تصمیم‎گیری عرضه می‌کند، توان "آینده‌سازی" را ایجاد کرده و یا افزایش می‌دهد، و سازوکارهایی برای ایجاد چشم‌انداز مشترک، جلب تعهد ذی‌نفعان و تحقق‌پذیری برنامه‌ها و تصمیمات ارائه می‌کند.

 

در بخش‎های بعدی یادداشت، به توصیف کارویژه‎های آینده‎پژوهی در قبال سیاستگذاری و برنامه‌ریزی شهری اشاره می‌شود.

فاطمه سادات رحمتی-اندیشگاه تدبیر و توسعه شهری