مسئولیت اجتماعی: یک الزام صرف؟ یا یک قاعده برد-برد؟

 

  مسئولیت اجتماعی به فعالیتی اطلاق می‌شود که در آن شرکت فراتر از مسئولیت و وظیفه خود اقدام می‌کند و درگیر اموری می‌شود که در آن برخی از منافع اجتماعی فراتر از منافع شرکت و الزامات قانونی مورد پیگیری قرار می‌گیرند که البته، این تنها یک تفسیر از مسئولیت اجتماعی است. تعاریف متعددی از مسئولیت اجتماعی مطرح شده‌اند و مرز واضح و مشخصی برای این مفهوم وجود ندارد. اما انجام یک فعالیت برای نفع رساندن به جامعه فراتر از الزامات قانونی به چه معناست؟ تبلیغات برای حفاظت از محیط زیست؟ تشکیل یک سازمان مردم نهاد؟ کارآفرینی برای جوانان بیکار یک منطقه؟ تشکیل یک تیم ورزشی؟ یا ...؟ واقعیت در اینجاست که انجام مسئولیت اجتماعی صرفاً به خارج از مرزهای سازمان محدود نمی‌شود بلکه یک سازمان می‌تواند حتی با تغییر فرایندهای داخلی خود به مسئولیت اجتماعی خود عمل نماید. این اقدامات می تواند شامل تغییر در فرایندهای تولید بمنظور کاهش کربن تولیدی (مانند استفاده از فناوری‌های سازگار با محیط زیست)، تغییر در مواد مصرفی (مانند محصولات بدون فلوئورکربن)، و پیشبرد اهداف سازمان‌های اجتماعی (به عنوان مثال هم‌کاری نزدیک با سازمانهای مردم نهاد) باشد.


طی سال‌های گذشته، برخی از شرکت‌ها، بخش خصوصی و پژوهشگران توجه خاصی به مسئولیت اجتماعی داشته‌اند. چرا که، تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها یک ابزار عالی برای افزایش مشروعیت شرکت در بین ذی‌نفعان آن و هم‌چنین در جهت توسعه اجتماعی مثبت باشد. اما آیا مشروعیت و افزایش اعتبار و خوشنامی تنها کاربردهای مسئولیت اجتماعی هستند؟ پاسخ منفی است.


واقعیت این است که مسئولیت اجتماعی یک بازی برد-برد است که یک طرف آن سازمان‌ها و در طرف دیگر آن دولت و یا حاکمیت و یا دقیق‌تر بگوییم، منافع کشور قرار دارد. اگر فرض کنیم در کشور ما انجام مسئولیت اجتماعی تنها موجب خوشنامی و افزایش اعتماد به سازمان‌ها می گردد و از این مزیت انجام آن برای سازمان‌ها که بگذریم، مسئولیت اجتماعی درواقع قادر به دوا کردن دردی از کشور است. اگرچه این دردهای دواشونده تا به امروز بیشتر بطور داوطلبانه و در حوزه‌های بخصوص زیست‌محیطی، یا ورزشی و اجتماعی دوا شده‌اند، اما اگر بعنوان یک سیاستگذار و از منظر کلان به این مقوله بنگریم، می‌توان از این ابزار برای جهت‌دهی به حل مسائل کشور استفاده نمود. بیایید اینطور تصور کنیم که بتوان مسائل کشور را شناسایی نموده و برای حل آن مسائل با ابزار مسئولیت اجتماعی از سازمانها درخواست فعالیت نمود. به زبان ساده فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها را در جهت نیازهای کشور و منافع کشور جهت‌دهی نمود. در اینصورت دولت یا حاکمیت بدون نیاز به ساختارسازی و بزرگ شدن و صرف میلیاردها ریال از دارایی‌های کشور و تنها با یک قاعده‌گذاری (که البته کار ساده‌ای هم نیست) می‌توانند باری از مشکلات کشور کم کرده و در مصرف دارایی‌های کشور نیز صرفه‌جویی نمایند.
بنابراین از دیدگاه ما، مسئولیت اجتماعی یک پتانسیل بسیار بزرگ، یک ابزار و یک قاعده است که می تواند در حل بسیاری از مسائل ریز و درشت کشور مورد استفاده قرار گیرد و تنها در انتظار یک قاعده‌گذاری صحیح، زیرساخت قانونی و مجری مدیر و مدبّر است.

 

اندیشگاه رستا - سعید اصغری