«صدسالگی جمهوری اسلامی» - 04/12/16

 

 

✍️ مازیار عطاری

✅ «صدسالگی جمهوری اسلامی»

قسمت اول - پیش‌درآمد (نوشته شده در ۲۳ بهمن و پیش از شهادت امام شهید)


به حول و قوه الهی و در جشن انقلاب اسلامی سال ۱۴۰۴، می‌خواهم درباره صدسالگی جمهوری اسلامی صحبت کنم. در روزگاری که از ناتوانی آن در تدبیر امور کشور سخن می رود، صحبت از *«صدساله شدن»* به معنای اثبات نظری، تصور باورپذیر و ارائه نقشه راه عملی است. چرا که دانش و هنر آینده‌پژوهی از همین سه‌ وجه تشکیل شده است.

 

1️⃣ نظریه: از آنجا که موضوع اصلی آینده‌پژوهی، تغییر و تحولات دیدمانی(پارادایمی) است، بررسی زادگاه دیدمان‌ها که همان «نظریه‌ها» هستند، الزامی است. تمایز میان دیدمان‌ها، صحبت از درستی یا نادرستی یا خنثی بودن آنها و ملاک برتری یکی بر دیگری، مبتنی بر بحث نظری عمیقی است که به ناچار تا رفتن به سراغ مبنایی‌ترین پرسش‌های فلسفی نیز امتداد می‌یابد. باید توجه کرد که اقبال به آینده‌نگری از پوچ بودن عمل‌گرایی افراطی سده بیستم میلادی در دنیای غرب به وجود آمد. درست زمانی که تدبیر در مقولات مهمی مانند فقر، جنگ، محیط زیست و آزادی، با نگاهی صرفاً عمل‌گرایانه ناکام ماند. در انتهای آن سده، انقلاب اسلامی بر پایه بازگشت به ریشه‌ها و رجوع دوباره به «خداوند زنده» (و نه خدای مرده نیچه) خلق شد.

 

گزارش صدها خبرنگار غیرایرانی و ده ها متفکر مستقل (همچون فوکو) از آنچه در جریان این خیزش به چشم دیدند، چیزی جز بازگشت ایرانیان به خدا و خویشتن خود نبود. چیزی که فقط چندماه بعد در سه واژه درهم‌تنیده متبلور شد: جمهوری اسلامی ایران.

 

2️⃣ تصویرسازی از آینده: خلق چشم‌انداز و تصویر از آینده یکی دیگر از مولفه‌های آینده‌پژوهی است. چه بسا بسیاری این دانش را به سبب چنین مولفه‌ای، به رویاپردازی و خیال‌پردازی‌های رمانتیک از آینده‌های دور منتسب کنند. این در حالی است که بی تردید در نظر گرفتن زمان و افق زمانی چه کوتاه‌مدت، چه میان‌مدت و چه طولانی‌مدت، جنبه جدانشدنی از سیاست‌ورزی است. چنان که تدبیر امور و پرداختن به سیاست بدون داشتن تصویری از آینده کاری بیهوده و حتی بسیار خطرناک قلمداد می‌شود.

 

بنابراین پایه عقلانیت فطری و مورد توافق همگانی، اندیشیدن به پایان و عاقبتی است که در انتظار ماست و لازمه امکان اندیشیدن به آخر کار، داشتن تصوری از پایانی است که هنوز محقق نشده و اطلاعی از آن در دسترس نیست! این جاست که در این سرگشتگی حاصل از نادانی، قوه خیال به کار می‌آید و مبتنی بر امکان‌های معقول، تصویرهای متعددی از آینده خلق می‌کند و این تصویر که می‌تواند رویایی (دل‌انگیز و مطلوب) باشد یا کابوسی هراس‌آور (ناخواستنی و نیازمند اجتناب)، محل ارجاعی برای عقل و تدبیر بشری می‌شود تا بتواند فکر را به راه بیندازد و بیندیشد که چگونه به مطلوب موردنظرش برسد یا از ناخوشی‌های محتمل پرهیز کند.

 

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، صدسال بعد را دید و درباره آن تصویرپردازی کرد. خدا را دید و خدایی شدن را به نگارش درآورد. انسان‌ها و فلسفه زندگی آنها را متوجه شد و بر اساس آن نقاشی کرد و نقش مردم را در خدایی شدن و سعادتمندی معنوی دید. از مرزهای محدود و فرضی فراتر رفت و همه انسانها را خطاب داد.

 

3️⃣ نقشه راه: ولایت فقیه و ولایت فقه یعنی راهبری و پیشوایی مراجعه به دین و خدا و پیامبرش برای پیمودن مسیر. نقشه راهی که خداوند تنها یک نسخه آن را قبول کرده و آن اسلام است. این سیر از مبدا تا معاد و از مبانی تا نهایت کار با شیوه‌نامه‌ای عقلایی و وحیانی از مشخصات دیگر جمهوری اسلامی ایران است. پرچم آن هم در دست ولی فقیه است.

 

⏭️ بعد از این مقدمه، در بخش‌های بعدی این نوشتار تلاش خواهم کرد ضمن بسط این سه جنبه، برای پرسش‌های پیرامون آن نیز پاسخ‌هایی ساده و همه‌فهم ارایه کنم.